بررسي صنعت نساجي و پوشاك كشور
صنايع نساجي و پوشاك با توجه به ويژگي هاي خاص كه به ان ها اشاره خواهد شد ، صنعتي است كه پايه گذار صنعتي شدن كشورها بوده است.
صنايع نساجي و پوشاك با توجه به ويژگي هاي خاص كه به ان ها اشاره خواهد شد ، صنعتي است كه پايه گذار صنعتي شدن كشورها بوده است. اغلب كشورهاي صنعتي دنيا با شروع صنعت نساجي ، صنعتي شده اند ، مانند ( انگلستان ، تركيه ، پاكستان ، كشورهاي جنوب شرقي اسيا ، ژاپن ، كره و ... ) ، و در ايران نيز اولين كارخانه صنعتي در سال ١٣٠٥ ، با ايجاد يك واحد نساجي بوجود امد .
مزيت هاي نسبي صنعت نساجي و پوشاك از اين قرار ميباشند :
١- ميزان ارزبري و سرمايه گذاري در صنعت نساجي ، كمترين ميزان را دارد ، بطوريكه براي اشتغال يكنفر در صنعت نساجي و پوشاك ٣٥ ميليون تومان لازم ميباشد ، در حاليكه در صنايع ديگر ده ها برابر نياز خواهيد داشت.
٢- ارزش افزوده صنعت نساجي و پوشاك بسيار زياد است ، بطوريكه از يك كيلو مواد اوليه به ارزش ١٠٠ هزار ريال ، محصول نهايي در صنعت نساجي ١٥ برابر و در صنعت پوشاك تا ٢٥ برابر خواهد رسيد.
٣- يكي ديگر از مزيت هاي اين صنايع ، قابليت صادراتي بودن محصولات ان هاست . حمل و نقل و مصرفي بودن اين محصولات در دنيا و تنوع توليدات انها ، به حدي است كه هيچ صنعت ديگري به اين اندازه نمي باشد ، و از طرف ديگر نياز بشر به اين محصولات در رتبه دوم بعد از محصولات غذايي ميباشد ، و مصرف متوسط هر فرد از اين محصولات ، طي يكسال در ايران معادل ١٧ تا ٢٠ متر ميباشد.
٤- اشتغالزايي از ديگر مزيت هاي اين صنعت ميباشد. به دليل گستردگي اين صنايع در كشور ميتوان گفت كه ٣٥٪ از كل اشتغال مملكت ، مربوط به صنايع نساجي ميباشد و با توجه به طبقه بندي صنايع به صنعت كوچك ( تا ٥٠ كارگر ) ، متوسط ( تا ١٠٠ نفر ) و بزرگ ( بالا تر از ١٠٠ نفر ) بايد گفت كه ٦٥٪ اشتغال در صنعت نساجي مربوط به صنايع كوچك و متوسط و ٣٥٪ ان به صنايع بزرگ اختصاص دارد . و در صنعت نساجي ميزان اشتغال مربوط به صنايع كوچك و متوسط گاهي به ٧٠٪ هم ميرسد.
٥- طيف وسيعي از نيروي كار از نظر تخصص ، مهارت و تحصيل در اين صنعت مشغول به كار هستند. از افراد كم سواد تا با سواد در سطح دانشگاهي ، از دكتر و مهندس از يك طرف تا كارگران ساده ، نيمه ماهر ، ماهر و متخصص ، همه در اين صنعت به كار گرفته ميشوند ، به طوريكه با شكوفايي اين صنعت در كشور ، معضل بيكاري در كليه طبقات ، تا حد زيادي مرتفع خواهد شد.
٦- با توجه به تنوع محصولات صنعت نساجي از مرحله كشت پنبه تا تبديل ان به نخ ، پارچه ، لباس ، كفپوش ، فرش ، پرده و ساير مصارف ان ، در كليه نقاط كشور از نظر اب و هوا و موقعيت جغرافيايي قابل ايجاد ميباشد و لذا از نيروي كار محلي به نحو احسن ميتوان استفاده كرد ، بطوري كه در محروم ترين نقاط كشور ميتوان اين صنعت را ايجاد كرد و از نقل مكان جمعيت به شهرهاي بزرگ و كلان جلوگيري به عمل اورد.
٧- با توجه به پيشرفت تكنولوژي در صنعت برق و كاهش مصرف برق در موتور هاي صنعتي و لوازم برقي ، ميزان انرژي مصرفي در صنايع نساجي بسيار پايين بوده و لذا صنعت نساجي از صنايع با ميزان پايين مصرف انرژي محسوب ميشود.
٨- ميزان الودگي هوا و محيط زيست در اين صنعت بسيار پايين بوده ، بطوريكه ٨٠٪ اين صنايع فاقد الودگي و ٢٠٪ ان نيز قابل پيشگيري و كنترول ميباشد.
٩- دسترسي به مواد اوليه در صنعت نساجي در كشور به راحتي امكان پذير ميباشد ، بطوريكه ٥٠٪ ان با كشت پنبه در داخل كشور و باقي را نيز از كارخانجات الياف سازي و ذوب ريسي كه مواد اوليه ان از صنعت پتروشيمي كشور تامين ميشود ، بدست ميايد و لذا از ورود مواد اوليه به كشور جلوگيري خواهد كرد.
جهت بدست اوردن توان رقابتي در اين صنعت و با توجه به قوانين تجارت جهاني ، عوامل و چالشهاي زير را بايد در نظر گرفت :
الف) گردش سرمايه در اين صنعت بالاست و اگر سود بانكي و بازار مصرف مناسبي براي ان ايجاد شود ، قيمت تمام شده به ميزان خوبي پايين بوده و در شرايط رقابتي قرار خواهد گرفت.
ب) قيمت ارز بايد متناسب با ارزش واقعي خود باشد ، تا امر صادرات را ممكن سازد.
ج) لزوم جلوگيري از قاچاق كالا از عوامل اصلي در رونق اين صنعت در كشور ميباشد. با توجه به امكان بسته بندي ساده در محصول نهايي حمل و نقل ساده از يكطرف و استوك هاي موجود و هزينه توليد پايين در بعضي كشورها ، امر قاچاق در اين صنعت رونق گرفته كه اين امر به صنعت داخلي كشور ، ضربه ميزند.
د) بالا بودن تعرفه گمرگي براي مواد اوليه و قطعات ، لوازم و ماشين الات ، از موانع اصلي در شكوفايي صنعت نساجي در كشور ميباشد ، در صورتي كه دولت هاي همسايه ، براي رونق اين صنعت در كشورهاي خود ، براي مواد اوليه ، سوبسيد نيز ميپردازند.
ه) سود بالاي بانكي بيش از ٢٠٪ از موانع اصلي در رشد اين صنعت در كشور ميباشد ، در صورتي كه با توجه به گردش پول زياد و زمان طولاني در اين گردش پول ، تنها با سود بانكي در حدود ١٠٪ ميتوان توان رقابتي توليد كنندگان را بالا برد.
و) راندمان كاري بنا به علل زير در كشور ما پايين ميباشد و لازم است تا با برنامه ريزي مناسب ، عوامل ان را برطرف كرد :
- افزايش روز هاي كاري و كاهش تعطيلات
- افزايش زمان مفيد كار يك نفر كارگر و پرداخت دستمزد متناسب با ساعت كار مفيد كارگران
- اصلاح بعضي از مواد قانون كار و اجراي قوانين توسط مسولين اداره كار
- تقويت مديريت در سطح كلان و تشكيل دوره هاي مديريت و مهارت كار و برنامه ريزي
- بهبود شرايط محيط كار از نظر رطوبت ، نظافت و پاكي هوا
- تعويض به موقع ماشين الات و افزارهاي توليد و سرمايه گذاري لازم و بروز رساني انها
- بازاريابي و نقش تبليغات در امر توليد ، بخصوص توليدات داخلي
- بالا بردن كيفيت محصول و تنوع در نوع توليد ، مطابق با همه سلايق جامعه
نويسنده اين مقاله اقاي مهندس غلامرضاعليمرداني از اعضاي كميته صنعت ، معدن و تجارت كانون ، فارغ التحصيل رشته الكترومكانيك دانشكده فني ( ١٣٤٣ ) بوده و با بيش از ٥٠ سال تجربه در صنعت نساجي كشور ، از مديران برجسته و شناخته شده اين صنعت و انجمن صنعت نساجي كشور ميباشند.