افت تولید مس جهان همزمان با جهش تقاضای انرژی و هوش مصنوعی
بازار جهانی مس در حال حرکت به سمت یک عدمتعادل ساختاری میان عرضه و تقاضاست؛ در حالی که تولید معادن موجود و پروژههای اعلامشده روندی نزولی نشان میدهد، نیاز جهان به عرضه اولیه مس در سناریوهای گذار انرژی همچنان بالاتر میرود.
افت تولید مس جهان همزمان با جهش تقاضای انرژی و هوش مصنوعی
بازار جهانی مس در حال حرکت به سمت یک عدمتعادل ساختاری میان عرضه و تقاضاست؛ در حالی که تولید معادن موجود و پروژههای اعلامشده روندی نزولی نشان میدهد، نیاز جهان به عرضه اولیه مس در سناریوهای گذار انرژی همچنان بالاتر میرود. برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد در صورت ادامه روند فعلی توسعه پروژهها، تا سال ۲۰۳۵ شکافی در حدود ۲۵ درصد میان عرضه مورد انتظار معادن و نیاز بازار ایجاد خواهد شد.
نمودار چشمانداز عرضه مس نشان میدهد عرضه مورد انتظار از معادن و پروژههای اعلامشده که در سال ۲۰۲۵ در محدوده ۲۵ میلیون تن قرار دارد، در سالهای آینده بهتدریج کاهش مییابد؛ بهگونهای که این میزان در سال ۲۰۳۰ به حدود ۲۲ میلیون تن، در ۲۰۳۵ به کمتر از ۲۰ میلیون تن و در افق ۲۰۴۰ به حدود ۱۵ میلیون تن نزدیک میشود.
این در حالی است که نیاز به عرضه اولیه مس استخراجشده در سناریوهای APS و NZE در محدودهای بهمراتب بالاتر باقی میماند. در سناریوی تعهدات اعلامشده یا APS، نیاز به مس اولیه در میانه دهه ۲۰۳۰ در محدوده حدود ۲۷ تا ۲۸ میلیون تن قرار میگیرد و در سناریوی انتشار خالص صفر یا NZE، این رقم حتی از مرز ۳۰ میلیون تن عبور میکند.
به این ترتیب، فاصله میان آنچه پروژههای معدنی موجود و اعلامشده قادر به عرضه آن هستند و میزان مس مورد نیاز اقتصاد جهانی، بهویژه از دهه ۲۰۳۰ به بعد، به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.
کودلکو؛ نشانهای از چالش سمت عرضه
نشانههای این فشار ساختاری هماکنون در بزرگترین کشورهای تولیدکننده مس قابل مشاهده است. شرکت دولتی Codelco شیلی، بزرگترین تولیدکننده مس جهان، تولید سال ۲۰۲۶ خود را حدود ۱.۳۳ تا ۱.۳۵ میلیون تن پیشبینی کرده است؛ رقمی که در مقایسه با رکورد حدود ۱.۸۹ میلیون تنی سال ۲۰۱۵، نزدیک به ۳۰ درصد کاهش نشان میدهد.
چالش کودلکو صرفاً مسئله یک شرکت نیست. افت عیار ذخایر، افزایش عمق معادن، بالا رفتن هزینه استخراج، پیچیدهتر شدن عملیات معدنی و نیاز به سرمایهگذاریهای کلان برای نوسازی و توسعه ظرفیتها، به موانعی جدی در مسیر افزایش سریع عرضه جهانی مس تبدیل شدهاند.
کودلکو همچنین اعلام کرده بازگشت به سطح تولید سالانه ۱.۷ میلیون تن دستکم طی چهار تا پنج سال آینده قابل تحقق نخواهد بود؛ مسئلهای که دشواری افزایش تولید حتی برای یکی از باسابقهترین
تولیدکنندگان مس جهان را آشکار میکند.
هوش مصنوعی، شبکه برق و انرژی پاک؛ سه موتور جدید مصرف مس
در سوی دیگر بازار، فشار تقاضا در حال افزایش است. توسعه خودروهای برقی، شبکههای انتقال و توزیع برق، انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی انرژی و اکنون مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی، جایگاه مس را در اقتصاد آینده بیش از گذشته استراتژیک کرده است.
مراکز داده بزرگ به دلیل حجم گسترده تجهیزات الکتریکی، کابلها، باسبارها، ترانسفورماتورها، سیستمهای خنککننده و زیرساخت اتصال به شبکه، مصرفکنندگان قابل توجه مس هستند. برآوردهای صنعت مس نشان میدهد به ازای هر مگاوات ظرفیت مراکز داده، بسته به نوع و طراحی زیرساخت، دهها تن مس میتواند مورد نیاز باشد.
این تحول به معنای شکلگیری یک منبع تقاضای جدید در کنار تقاضای سنتی صنایع ساختمانی، تجهیزات الکتریکی، حملونقل و صنایع تولیدی است.
پیام مهم نمودار این است که بحران احتمالی آینده لزوماً ناشی از نبود مس در پوسته زمین نیست؛ مسئله اصلی، سرعت ناکافی تبدیل منابع زمینشناسی به ظرفیت تولید واقعی است.
کشف ذخایر جدید، اخذ مجوزها، تأمین مالی، توسعه زیرساخت، احداث معدن و کارخانه فرآوری و رسیدن پروژه به ظرفیت اسمی ممکن است سالها زمان ببرد. بنابراین حتی افزایش قیمت مس نیز الزاماً نمیتواند در کوتاهمدت پاسخ عرضه متناسبی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، اگر پروژههای جدید با سرعت کافی وارد مدار نشوند، کسری عرضه میتواند از یک ریسک مقطعی بازار به یک شکاف ساختاری در زنجیره جهانی مس تبدیل شود.
مس در آستانه ورود به عصر جدید
چشمانداز ترسیمشده یک پیام روشن برای کشورهای دارای ذخایر مس دارد: در اقتصادی که برقرسانی، انرژی پاک، خودروهای برقی، شبکههای هوشمند و هوش مصنوعی به موتورهای اصلی رشد تقاضای فلزات تبدیل شدهاند، ذخایر مس بیش از گذشته به یک دارایی راهبردی تبدیل خواهند شد.
از این منظر، دهه پیشرو فقط دوره افزایش تقاضای مس نیست؛ بلکه میتواند به رقابتی جهانی برای اکتشاف، توسعه سریعتر معادن، سرمایهگذاری در فرآوری، افزایش بازیافت و تضمین امنیت زنجیره تأمین مس تبدیل شود.
پیام راهبردی برای صنعت مس ایران
برای ایران نیز این روند یک پیام اقتصادی مشخص دارد: در صورت شکلگیری کسری ساختاری جهانی مس، توسعه اکتشافات عمیق، تسریع پروژههای جدید، افزایش بازیابی، توسعه ظرفیت فرآوری و تکمیل زنجیره ارزش مس میتواند جایگاه این فلز را از یک محصول معدنی صادراتی به یکی از مؤلفههای راهبردی اقتصاد معدنی کشور ارتقاء دهد.
______________________________
گردآوری و تدوین توسط :
کمیته صنعت ، معدن و تجارت
کانون مهندسین دانشکده فنی دانشگاه تهران
مهر ماه ۱۴۰۵